سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
109
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
مانده از دوران زندگى پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - تاكنون به معارضه برخيزند و از باب قاعدهء تعارض اگر جهتى براى آن يافته شد كه منافى قرآن نبود پذيرفتنى است و گرنه از اخبارى مىشود كه بايد به ديوار زده شوند . « 1 » گره خوردن سرنوشت محدث نورى و ابن شنبوذ به هم گفته مىشود اين محدّث كه نويسندهء كتاب مستدرك الوسائل و مؤلّف بسيارى از كتابهاى علوم نقلى است از عقيده بىاساس تحريف برگشته بوده « 2 » و آنچه بر ابن شنبوذ گذشته بود بر سر وى نيز آمده است . ابن النديم در فنّ سوم از مقالهء نخست از كتاب « الفهرست » گويد : « محمّد بن احمد بن ايّوب بن شنبوذ از ابو بكر ( بن مجاهد )
--> ( 1 ) در باب تعارض احاديث روايات زيادى وارد شده كه كلّ حديث « لا يوافق كتاب اللّه فهو زخرف » و در بعضى دارد « باطل » و در بعضى « ليس منّا » و در بعضى « فدعوه » يا « فلا تأخذ به » يا « فاطرحوه » چنان كه در كتاب وسائل الشيعة ، جلد 18 نقل شده امّا در كتب حديث به لفظ ( فاضربوه على الجدار ) نديدهام جز مرحوم شيخ طوسى در تفسير تبيان 1 : 5 و مرحوم طبرسى در مجمع البيان ج : 1 فن ثالث چنين نقل كردهاند : ( و قال النبى - صلّى اللّه عليه و آله اذا جاءكم عنّى حديث فاعرضوه على كتاب الله فما وافقه فاقبلوه و ما خالفه فاضربوا به عرض الحائط ) و مرحوم آخوند در كفايه در تعادل و تراجيح كه فرموده : « . . . احتمال ان يكون الخبر المخالف للكتاب فى نفسه غير حجة بشهادة ما ورد فى انه زخرف و باطل و ليس بشيء ، او انه لم نقله ، او امر بطرحه على الجدار » كفايه 2 : 393 و كتب بعد از او هم نقل كردهاند و ظاهرا برداشتى از مجموع اخبار باشد - مترجم . ( 2 ) به مقدمه مستدرك ، ج 1 ، به قلم صاحب كتاب الذريعة و به كتاب برهان روشن مراجعه شود .